♥ مثل خون در رگ های من ♥

عبارت «مثل خون در رگهای من» بیشک یادآور نام و صدای بیبدیل فروغ فرخزاد، شاعر نامدار و جریانساز ادبیات معاصر ایران است. این عبارت که به عنوان نام مجموعهای از نامههای او نیز شناخته میشود، به خوبی گویای شور، احساسات عمیق و زندگی پر فراز و نشیب این شاعر بزرگ است. کتاب «مثل خون در رگهای من» دریچهای است به سوی دنیای درونی فروغ، افکار، عشقها، دلتنگیها و دغدغههای او که از لابهلای نامههایش به عزیزان و نزدیکانش تراوش کرده است.
فروغ فرخزاد (1313-1345) یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین شاعران زن در تاریخ ادبیات فارسی است. شعر او به دلیل صراحت، جسارت، بیان احساسات زنانه و نگاه متفاوت به مسائل اجتماعی و فردی، همواره مورد توجه و بحث بوده است. نامههای فروغ نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این نامهها که در دورههای مختلف زندگی او نوشته شدهاند، تصویری صمیمی و بیپرده از شخصیت، زندگی شخصی و دیدگاههای او نسبت به هنر، عشق و جامعه ارائه میدهند.
اهمیت نامههای یک نویسنده یا شاعر در این است که آنها میتوانند زوایای پنهان و ناگفتهای از زندگی و ذهنیت او را آشکار کنند. در مورد فروغ فرخزاد، که زندگی کوتاهی داشت و همواره در تلاش برای بیان خود و یافتن جایگاهش در جامعهای سنتی بود، نامههایش از ارزش ویژهای برخوردارند. این نامهها به ما کمک میکنند تا او را نه فقط به عنوان یک شاعر، بلکه به عنوان یک زن، یک هنرمند و یک انسان با تمام ضعفها و قوتهایش بشناسیم.
مجموعه نامههای «مثل خون در رگهای من» شامل نامههایی است که فروغ در طول زندگی خود به افراد مختلف نوشته است، از جمله همسرش پرویز شاپور، دوستان نزدیک و اعضای خانوادهاش. این نامهها به ترتیب زمانی تنظیم شدهاند و سیر تحول فکری و احساسی فروغ را در طول سالهای مختلف نشان میدهند. خواندن این نامهها مانند همراه شدن با فروغ در لحظات شادی، غم، تردید و امیدواری اوست.

در این نامهها، میتوانیم شاهد دغدغههای هنری فروغ باشیم. او در مورد شعر، سینما و هنر با دوستان و همکارانش تبادل نظر میکند و از تلاشهایش برای یافتن صدای منحصر به فرد خود سخن میگوید. همچنین، عشق و روابط عاطفی یکی از مضامین پررنگ در نامههای اوست. فروغ با صراحتی مثالزدنی از احساسات خود نسبت به عشق، دلتنگی و تنهایی مینویسد و این امر باعث میشود تا خواننده با عمق وجود او ارتباط برقرار کند.
علاوه بر این، نامههای فروغ تصویری از جامعه ایران در دهههای 30 و 40 خورشیدی را نیز به دست میدهند. او در مورد مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود اظهار نظر میکند و نگاه تیزبین و انتقادی خود را نشان میدهد. این جنبه از نامههای او، آنها را به یک سند تاریخی ارزشمند نیز تبدیل کرده است.
سبک نگارش فروغ در نامههایش نیز همان صراحت و روانی شعر او را دارد. او بدون هیچ پردهپوشی و با زبانی ساده و صمیمی با مخاطب خود سخن میگوید. این صداقت و بیریایی باعث میشود تا خواننده احساس کند که در حال شنیدن حرفهای یک دوست نزدیک است.
خواندن مجموعه نامههای «مثل خون در رگهای من» برای هر کسی که به شعر و زندگی فروغ فرخزاد علاقهمند است، یک تجربه ضروری است. این نامهها به ما کمک میکنند تا درک عمیقتری از شخصیت پیچیده و جذاب این شاعر بزرگ پیدا کنیم و با دنیای درونی او بیشتر آشنا شویم. همچنین، این نامهها میتوانند منبع الهامبخشی برای هنرمندان و نویسندگان جوان باشند که به دنبال یافتن صدای خود و بیان احساساتشان هستند.
مجموعههای مختلفی از نامههای فروغ فرخزاد با نام «مثل خون در رگهای من» یا عناوین مشابه توسط ناشران مختلف منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند با جستجو در کتابفروشیها و وبسایتهای فروش کتاب آنلاین، نسخههای مختلف این مجموعه را تهیه و مطالعه کنند.
در پایان میتوان گفت که کتاب «مثل خون در رگهای من» نه تنها یک مجموعه ارزشمند از نامههای فروغ فرخزاد است، بلکه یک سند گویای زندگی، اندیشهها و احساسات یکی از مهمترین شاعران زن تاریخ ادبیات فارسی است. خواندن این نامهها فرصتی است برای نزدیکتر شدن به روح این شاعر بزرگ و درک عمیقتری از جهانبینی و هنر او.
درباره ی این کتاب :
کتاب مثل خون در رگ های من ، شامل نامه های عاشقانه احمد شاملو برای همسرش آیدا نوشته است.
در تمام آثار احمد شاملو میتوان رد پای نامحسوسی از آیدا را یافت کرد.
فضای حاکم بر این نامهها احساسات شخصی شاعر است، همراه با اشارههایی به برخی مسائل ادبی و سیاسی روزگار.
آیدا سرکیسیان همسر احمد شاملو بعد از گذشت ۱۵ سال از مرگ شاملو، اجازه انتشار نامهها را داد.
قسمتی از این کتاب :
” امروز بیشتر از دیروز دوستت میدارم و فردا بیشتر از امروز. و این، ضعف من نیست: قدرت تو است. “
” روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب طلوع نخواهد کرد. “
” روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب طلوع نخواهد کرد. “
” میخواهم بگویم که اگر این سکوت ادامه یابد به زودی تنها جسد سرد و مُردهیی را در آغوش خواهی گرفت که از زندگی تنها نشانهاش همان است که نفسی میکشد. میخواهم بگویم که سکوت تو، پایان غمانگیز زندگی من است.
حرف بزن آیدا، حرف بزن! “
” درخت با بهار و ماهی با آب زنده است، و من با حرفهای تو. “
” به تو گفتم: «زیاد، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم.»
جواب دادی: «هر چه این حرف را تکرار کنی، باز هم میخواهم بشنوم!» “
” به کسی که هیچ وقت هیچ چیز نداشته است حق بده! و به من حق بده که تو را مثل بچهها دوست داشته باشم.“
” این که مرا به سوی تو میکشد عشق نیست، شکوه توست؛ و آنچه مرا به انتخاب تو برمیانگیزد، نیاز تن من نیست، یگانگی ارواح و اندیشههای ماست. “
” آیدای نازنین من! تو از پاکی و معصومیت به بچهیی میمانی که درست در میان گریه، اگر کسی با انگشتان دستش سایهٔ موشی روی دیوار بسازد، همچنان که هنوز اشکها بر گونهاش جاری است صدای خندهاش به آسمان میرود… تو به همان اندازه بیآلایش و معصومی. “
مشخصات کتاب :
نامه های احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان
تعداد صفحات : 167 صفحه
تاریخ انتشار : 1394
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...

بدون دیدگاه