گت بلاگز ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی ایران بوک - دانلود رایگان کتاب های فارسی , قیمت کتاب های فارسی - دریافت رایگان جدیدترین کتاب های ایرانی - قیمت کتاب های فارسی - فهرست کتاب ها
خانه کتاب کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او نوشته هاروکی موراکامی فرزین فرزام

کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او نوشته هاروکی موراکامی فرزین فرزام

آوریل 7, 2017 ۰ بازدید
کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او نوشته  هاروکی موراکامی  فرزین فرزام

مشخصات کتاب کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او نوشته هاروکی موراکامی فرزین فرزام نوشته هاروکی موراکامی

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۴/۰۹/۱۴
  • شابک

    : 978-600-278-185-7

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.9 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۳۲۸ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او نوشته هاروکی موراکامی فرزین فرزام نوشته هاروکی موراکامی

درباره کتاب

کتاب «تسکورو تاکازاکی بی‌رنگ و سالهای زیارت او» نوشته هاروکی موراکامی( -۱۹۴۹) نویسنده مشهور ژاپنی است، که تا کنون جوایز ادبی متعددی دریافت کرده است.از جمله این جوایز می‌توان به جایزه یومیوری، نوما و گونزو اشاره کرد.
مهم‌ترین اثر موراکامی «کافکا در ساحل» است که به سرعت توانست در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز قرار گیرد، شاید چیزی که آثار موراکامی را از دیگران متمایز می‌کند، استفاده او از عناصر بومی و فرهنگی ژاپن است که در جای جای نوشته‌هایش به خوبی مشهود است. آثار موراکامی را می‌توان جزو ادبیات پست مدرن برشمرد که امروزه طرفداران زیادی در جهان دارد.
داستان این کتاب درباره پسری به نام سوکورو است که در سال ۱۹۹۵، دوستان نزدیکش که هم‌کلاسی‌های دبیرستان‌اش نیز هستند،‌ ناگهان و بدون هیچ توضیحی تماسشان را با او قطع می‌کنند. و این اتفاق تاثیرات زیادی بر روحیه و ادامه زندگی سوکورو می گذارد. ۱۶ سال بعد در سال ۲۰۱۱، سوکورو به اصرار دوست‌دخترش به دنبال توضیحی برای این ماجرا، دوباره با دوستان سابق‌اش ملاقات می‌کند.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
«پسری که اسمش سوکورو تازاگی بود مُرده بود. در سیاهی بی‌امان، آخرین نفس‌اش را کشیده بود و در فضایی روباز در دل جنگل دفن شده بود. بی صدا، پنهانی، پیش از سر زدن سپیده، زمانی که همه هنوز در خوابی عمیق بودند. هیچ نشانه‌ای از گور نبود. و کسی که حالا ایستاده بود و نفس می‌کشید، سوکورو تازاکیِ تازه‌ای بود که ملالتش به کلی چیز دیگری شده بود. ولی فقط خودش خبر داشت. تصمیم هم نداشت به کسی بگوید».