گت بلاگز ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی ایران بوک - دانلود رایگان کتاب های فارسی , قیمت کتاب های فارسی - دریافت رایگان جدیدترین کتاب های ایرانی - قیمت کتاب های فارسی - فهرست کتاب ها
خانه› کتاب› دانلود pdf کتاب مثل ماه شب چهارده

دانلود pdf کتاب مثل ماه شب چهارده

سپتامبر 10, 2021 ۸ بازدید
دانلود pdf کتاب مثل ماه شب چهارده

پی دی اف کتاب مثل ماه شب چهارده

 

معرفی پی دی اف کتاب مثل ماه شب چهارده

کتاب ” مثل ماه شب چهارده  “ ماجرای معلم کاریکا توری است که فصل تابستان در فرهنگسرای محله قدیمی یک شهر حضور بهم رسانیده و قصد دارد ،تکنیک کاریکاتور را به دانش آموزان یاد بدهد . او ابتدا به دانش آموزان پیشنهاد می کند، سوژه هایشان را از مردان و زنان پیر محله انتخاب کنند.فیلم ماه شب چهارده نیز بر اساس این داستان ودر سال ۱۳۸۵   به کارگردانی محمد علی طالبی تولید و پخش شده است.

 

درباره نویسنده اثر…

هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بختاش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی  را در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. .دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستان‌های شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. وی پس از مهاجرت به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشتهٔ ترجمهٔ زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت.  اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبخت‌ها» در مجله خوشه (به سردبیری ادبی شاملو) منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت. در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیده‌ای هستم» به چاپ رسیدند. آثار او به زبان‌های آلمانی، اسپرانتو،انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده‌است. اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصه‌های مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.

 

 

در بخشی از کتاب مثل ماه شب چهارد می خوانیم…

استاد کیفش را باز کرد و کاریکاتورهایی که بچه‌ها کشیده بودند درآورد. دختر هشت ساله‌اش را صدا کرد:

ـ بیا نگین، این‌ها را ببین.

نگین بابایش را از چشم و نگاه بچه‌ها دید.

بابایی که وقتی می‌خندید دندان‌های دراز و بدریختش بیرون می‌افتاد.

بابایی که انگشت توی دماغش کرده بود و داشت موی بلند و کلفتی را می‌کند.

بابایی که داشت چرت می‌زد. جور مسخره‌ای چرت می‌زد. گردنش شل شده بود.

بابایی که خال گنده و بدریختی قیافه‌اش را زشت می‌کرد.

بابایی که اوقاتش تلخ بود. حرص می‌خورد و صورتش مچاله شده بود.

 

 

مشخصات کتاب مثل ماه شب چهارده

نویسنده:هوشنگ مرادی کرمانی

 تعداد صفحات:72