گت بلاگز ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی ایران بوک - دانلود رایگان کتاب های فارسی , قیمت کتاب های فارسی - دریافت رایگان جدیدترین کتاب های ایرانی - قیمت کتاب های فارسی - فهرست کتاب ها
خانه› کتاب› کتاب چرکنویس نوشته بهمن فرزانه

کتاب چرکنویس نوشته بهمن فرزانه

آوریل 2, 2017 ۱ بازدید
کتاب چرکنویس نوشته  بهمن فرزانه

مشخصات کتاب کتاب چرکنویس نوشته بهمن فرزانه نوشته بهمن فرزانه

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۲/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-964-311-527-2

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.01 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۸۴ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب چرکنویس نوشته بهمن فرزانه نوشته بهمن فرزانه

درباره کتاب

کتاب «چرکنویس»‌ نوشته بهمن فرزانه (۱۳۹۲-۱۳۱۷) مترجم نام‌آشنای ادبیات آمریکای لاتین و ایتالیا است.
این کتاب دومین رمان این مترجم است که در آن به روایتی خاطره‌انگیز پرداخته است، داستان از تهران قدیم شروع می‌شود و به زمان حال می‌رسد.
در پشت این جلد این کتاب آمده است: «بهرام و قاسم سایه به سایه هم، گذر زمان را تعقیب کرده‌اند. گاه مرعوبش شده‌اند و گاه در پناه تصاویر جادویی سینما بی‌اعتنایی پیشه کرده‌اند. و اکنون زمان ایستاده است. دستگاه پخش آن همه ماجراها آن و دمی است که خاموش شود. با این همه گذشته همچنان پا برجاست، گذشته و خاطره آن شیطنت‌ها، عشق‌ها، ناکامی‌ها»
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
«مام نامه‌های گیتی به اسم قاسم به خواربارفروشی سر خیابان دولت می‌آمدند. او به تمام جریان آن «دختره» آگاه است. بله، همان دختره که دماغ کوفته‌ای داشت. قاسم می‌گفت: «دوشس بنده خیلی از او خوشگل‌تر است. البته چشمان قشنگی دارد ولی آن دماغ چیست؟»
گاه تنها عکسی را که از گیتی دارم بیرون می‌کشم و می‌بینم که حق با اوست. دماغ کوفته‌ای داشته است؛ عکس سیاه و سفید شش در چهار. به نظرم مال زمان دبیرستان است. پشت آن با جوهر سبز نوشته: «به تو، به امید آینده.» از بس آن را دست‌مالی کرده‌ام، جوهر آن کم رنگ شده. همان دو سه کلمه هم با هم قاطی شده‌اند. شده است مثل تلفن‌بازی بچگی. «به امید آینده» ولی آینده من چه بوده است؟ سال‌هایی خالی و ساکت در داخل خانه و سال‌هایی پر سر و صدا، پر از «انقلاب» و پر از «جنگ» در خارج از خانه.
من «آینده» نمی‌خواستم. زمان حال هم که هرگز وجود ندارد. حالا با نوشتن این خاطرات دارم به گذشته متوسل می‌شوم. به قول قاسم که چیزی از افعال سردر نمی‌آورد، به آن افعال روی آورده‌ام. به «ماضی» آن هم «ماضی بعید».