کتاب ستاره‌ی شیطانی: وقتی ستاره شیطانی می‌درخشد جهان می‌میرد نوشته آنتونی هورویتس ندا شادنظر

مشخصات کتاب کتاب ستاره‌ی شیطانی: وقتی ستاره شیطانی می‌درخشد جهان می‌میرد نوشته آنتونی هورویتس ندا شادنظر نوشته آنتونی هورویتس

  • ناشر: نشر قطره
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۴/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-600-119-146-6

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.78 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۳۵۴ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب ستاره‌ی شیطانی: وقتی ستاره شیطانی می‌درخشد جهان می‌میرد نوشته آنتونی هورویتس ندا شادنظر نوشته آنتونی هورویتس

درباره کتاب

کتاب «ستاره شیطانی» نوشته آنتونی هورویتس است.
این کتاب یکی از کتابهای مجموعه‌ای است که با کتاب دروازه کلاغ شروع مي‌شود.
در توضیح این کتاب آمده است: «داستان به همين جا ختم نمي‌شود. دشمنان دست بردار نيستند. مت فکر مي‌کرد وقتي دروازه‌ي روان را بست، دردسرهايش به اتمام رسيد… اما در واقع، مشکلاتش از آنجا آغاز شد. نيروهاي شيطاني تازماني که ردّ او را پيدا و نابودش نکنند، دست‌بردار نخواهند بود. بنابراين او چاره‌اي جز جنگيدن نداشت. سرنوشت مت – و سرنوشت دنيا – به چهار بچه‌ي ديگر در اين کره‌ي خاکي گره خورده است. بچه‌ي دوم، کودکي خياباني در پرو است. او و مت هرگز يکديگر را نديده بودند. حتي به يک زبان صحبت نمي‌کردند. اما بعد از تهديدهاي نيروهاي شيطاني – نيروهاي شرور عجيب و موذي – آن‌ها يکديگر را پيدا کردند و ناگهان به دروازه‌ي ديگري رسيدند».

کتاب مدرسه‌ی رویایی: توتو ـ چان دخترکوچکی پشت پنجره نوشته تتسوکو کورویاناگی سوسن فیروزی

مشخصات کتاب کتاب مدرسه‌ی رویایی: توتو ـ چان دخترکوچکی پشت پنجره نوشته تتسوکو کورویاناگی سوسن فیروزی نوشته تتسوکو کورویاناگی

  • ناشر: نشر قطره
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۴/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-600-119-569-3

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.74 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۲۲ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب مدرسه‌ی رویایی: توتو ـ چان دخترکوچکی پشت پنجره نوشته تتسوکو کورویاناگی سوسن فیروزی نوشته تتسوکو کورویاناگی

درباره کتاب

دلیل نگرانی مادر آن بود که با آن‌که توتوـ چان تازه مدرسه را شروع کرده بود، اخراج شده بود. اخراج شدن از کلاس اول را تصور کنید!
این موضوع درست یک هفته قبل اتفاق افتاد. معلم مدرسه به دنبال مادر توتوـ چان فرستاده و مستقیماً سر اصل مطلب رفته بود: «دختر شما نظم کلاس را به‌هم می‌زند، باید از شما بخواهم تا او را به مدرسه‌ی دیگری ببرید.»
معلم زیبا و جوان آهی کشید و گفت: «واقعاً توانم تمام شده است.»
مادر کاملاً نگران و دستپاچه شده بود. از خودش می‌پرسید توتوـ چان چه‌کاری کرده که آرامش همه را در کلاس به‌هم زده است!
معلم درحالی‌که با حالتی عصبی پلک می‌زد و به موهای کوتاهش دست می‌کشید توضیح داد: «خب، برای شروع، او صدها بار درپوش میزتحریرش را باز و بسته می‌کند. من گفته‌ام هیچ‌کس نباید این‌کار را بکند. مگر این‌که بخواهد چیزی بردارد یا بگذارد. دختر شما دایماً در حال برداشتن یا گذاشتن چیزی است ـ برداشتن یا گذاشتن دفتر، جامدادی، کتاب‌های درسی و یا هر چیز دیگری. مثلاً، می‌خواهیم الفبا بنویسیم، دختر شما در میز تحریرش را بالا می‌کشد، دفترش را بیرون می‌آورد و در میز تحریر را از آن بالا ول می‌کند. سپس دوباره میز تحریرش را باز می‌کند، سرش را داخل آن می‌کند، یک مداد بیرون می‌آورد و سریع در میز تحریر را می‌بندد، یک «آ» می‌نویسد، اگر اشتباه کرده باشد یا آن را بد نوشته باشد باز هم در میز تحریر را باز می‌کند، یک پاک‌کن برمی‌دارد و در میز تحریر را محکم می‌بندد، حرف را پاک می‌کند، بعد در میز تحریر را بازو بسته می‌کند تا پاک کن را درون آن بگذارد ـ همه‌ی کارها را با بالاترین سرعت انجام می‌دهد.

کتاب کینکاس بوربا نوشته ماشادو د آسیس عبدالله کوثری

مشخصات کتاب کتاب کینکاس بوربا نوشته ماشادو د آسیس عبدالله کوثری نوشته ماشادو د آسیس

  • ناشر: انتشارات نی
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-964-185-379-4

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 2.33 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۴۴۵ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب کینکاس بوربا نوشته ماشادو د آسیس عبدالله کوثری نوشته ماشادو د آسیس

درباره کتاب

کتاب «کینکاس بوربا» نوشته ژواکیم ماریا ماشادو د آسیس، ملقب به ماشادو د آسیس، (۱۹۰۸-۱۸۳۹) نویسنده، نمایشنامه‌نویس و شاعر برزیلی است.
او نویسنده‌ای است که با گذر از رمانتیسم و ناتورآلیسم به سبکی خاص دست یافت که در جهان به نام خود او شناخته می‌شود و برخی از منتقدان از این سبک به نام رئالیسم روانکاوانه، نام برده‌اند.
جهانی که د آسیس روایت می‌کند سرشار از عدم قطعیت و ابهام است، راویان هر سه رمان او غیرقابل اعتمادند که روایت‌هایشان از هر حیث در آماج تهدید قرار دارد.
سه رمان او به نام‌های «خاطرات پس از مرگ براس کوباس»، «دن کاسمورو» و «کینکاس بوربا» نام دارند. که در «خاطرات پس از مرگ براس کوباس»، راوی داستان یک شخص مرده است، «دن کاسمورو» را شخصیتی کم حافظه روایت می‌کند و «کینکاس بوربا» قهرمانی دارای جنون است.
«کینکاس بوربا» مجموعه‌ای اجتماعی، سیاسی و فلسفی است. تمثیلی است از مدرنیزاسیون شتابزده و ظاهری برزیل در اواخر قرن نوزدهم.
این رمان در ظاهر نمونه‌ای از رمان‌های آن دوران است با مضامینی چون عشق، خانواده، پیمان‌شکنی، روابط اجتماعی و سیاست. اما در پس این سیمای آشنا رمانی است که خود نقد رمان است، نقد ناتورالیسم تقلیدگر و رومانتیسم احساساتی رایج در آن دوران است..
این رمان برای کسانی نوشته شده که «رسم و راه خواندن را می‌دانند» کسانی که به دنبال چیزهای «واقع‌نما» نیستند، بلکه خواهان محبت و حیرت ذهن، آزادی تخیل، غافلگیری و خنده‌ای هستند که از انگیزش‌های ناخودآگاه مایه می‌گیرد.
در سطرهای آغازین کتاب «کینکاس بوربا» می‌خوانی:
«ساعت هشت صبح بود. آن که شستش را زیر کمبرند روبدوشامبرش انداخته و کنار پنجره خانه مجللش ایستاده بود، هر که می‌دید، فکر می‌کرد محو تماشای گستره آب آرام شده. اما واقعیت را بخواهید فکرش جای دیگر بود. داشت گذشته را با حال مقایسه می‌کرد. سال گذشته چه کاره بود؟ معلم. و حالا چه کاره است؟ سرمایه‌دار.
نگاهی به خودش می‌اندازد به دمپایی‌هایش (دمپایی‌های کارِ نونس که دوست جدیدش، کریستیانو پالیا به او داده) به خانه، باغ، خلیج، تپه‌ها و آسمان و هر چیزیف از دمپایی تا آسمان، همین حس مالکیت را القا می‌کند».

کتاب مرگ ایوان ایلیچ نوشته لئو تولستوی یوسف قنبر

مشخصات کتاب کتاب مرگ ایوان ایلیچ نوشته لئو تولستوی یوسف قنبر نوشته لئو تولستوی

  • ناشر: نشر قطره
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۴/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-600-119-642-3

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 0.69 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۹۰ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب مرگ ایوان ایلیچ نوشته لئو تولستوی یوسف قنبر نوشته لئو تولستوی

درباره کتاب

کتاب «مرگ ایوان ایلیچ»‌ نوشته لئو تولستوی (۱۹۱۰-۱۸۲۸) نویسنده و فعال اجتماعی روسی است.
او خالق آثار مشهوری چون «جنگ و صلج»‌ و «آناکارنینا»‌ است.
تولستوی در این کتاب بیشتر از هر اثر دیگرش به موضوع مرگ پرداخته است. شیوه روایت و نوع پرداخت خاص تولستوی در این اثر باعث شده تا این رمان تبدیل به یکی از ماندگارترین و تاثیرگذارترین رمانهای ادبیات جهان تبدیل شود.
«ایوان ایلیچ»، شخصیت اصلی این داستان، شخصی موفق در زندگی روزمره و کاری است ولی در زندگی شخصی دچار مشکلاتی است. البته این مشکلات به نوعی متاثر از موفقیت‌های کاری وی است. او بنا به دلایلی که در کتاب ذکر شده دچار یک بیماری سخت‌درمان می‌شود. «تولستوی» در این کتاب از تمام قدرت خود برای به تصویر کشیدن روحیات و احساسات یک بیمار سخت‌درمان استفاده می‌کند.
در بخشی از کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» می‌خوانیم:
«در عمارت بزرگ دادگستری، هنگام رسیدگی به دعوای خانواده ی ملوینسکی دادستان و اعضای دادگاه طی زمان تعطل جلسه برای تنفس در اتاق ایوان یگورویچ شبک گرد آمده بودند و بحث به پرونده ی پرسر و صدای کراسوسکی کشیده بود. فیودور واسیلی یویچ با حرارت بسیاری می کوشید ثابت کند که دادگاه صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد و ایوان یگورویچ سر حرف خود پافشاری می کرد که دارد. اما پیوتر ایوانویچ که از ابتدا به بحث وارد نشده بود توجهی به آنچه می گفتند نداشت و سر خود را به خبرنامه ا که تازه آورده بودند گرم کرده بود. گفت: آقایان ایوان ایلیچ هم مرد.»

کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق نوشته جویس کارول اوتس معصومه عسکری

مشخصات کتاب کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق نوشته جویس کارول اوتس معصومه عسکری نوشته جویس کارول اوتس

توضیحاتی درباره کتاب کتاب عاشقانه، تاریک، عمیق نوشته جویس کارول اوتس معصومه عسکری نوشته جویس کارول اوتس

درباره کتاب

کتاب «عاشقانه، تاریک، عمیق» نوشته جویس کرول اوتس، نویسنده مطرح معاصر آمریکایی است.
اوتس تا کنون موفق به کسب جوایز متعددی شده است که از جمله می‌توان به جایزه ادبی برام استوکر ۱۹۹۶، جایزه منتقدین ادبی ۲۰۰۳، جایزه ادبی تریبون شیکاگو ۲۰۰۶، مدال ملی علوم انسانی ۲۰۱۰ اشاره کرد. هم چنین این کتاب او نیز در فهرست نهایی نامزدهای جایزه ادبی پولیتزر قرار دارد.
این کتاب مجموعه ۱۳ داستان کوتاه از اوست که همچون دیگر آثارش در آن به عشق، روابط زناشویی و خیانت پرداخته است و قهرمان اصلی داستانهایش زنان هستند.
اما نکته متفاوت و بارز این داستانها، تمرکز اوتس بر شاعر معاصر آمریکایی «رابرت فراست» است که در جای جای این کتاب به نقد آثار او و هم چنین ادبیات معاصر آمریکا پرداخته تا جایی که با اعتراضات متعدد از سوی طرفداران فراست نیز روبرو شده است. اما همه اینها نه تنها باعث نشده که مخاطبان این کتاب ناراضی باشند، بلکه همین موضوع منجر به فروش بیشتر آن نیز شده است.
شهرت اوتس در داستان‌نویسی در شرح حسی و واقعی اتفاقات است، که خواننده به‌خوبی می‌تواند آن‌ها را لمس کند
در بخشی از کتاب «عاشقانه، تاریک، عمیق» می‌خوانیم:
«بیخودی به خیلی چیزها بها می‌دهند؛ مثل خودکشی.»
پسر به زرنگی خودش خندید. مادربزرگ که داشت در ترافیک وسط روز رانندگی می‌کرد، کمی کلافه به‌نظر می‌رسید.
پسر با تأکید بیشتری گفت: «دِ همین! برای خودکشی نوجوانان، آن هم توی یک چنین بخش عقب‌افتاده‌ای‌ در آمریکا دو تا خط تلفن گذاشته‌اند!»
«بخش عقب افتاده؟! اصلاً کجاست اینجای عقب افتاده؟»
«شوخی می‌کنی مادربزرگ؟ خب، همین‌جا!»
مادربزرگ لبخند زد اما نخندید. نه به این خاطر که لطیفه‌ی من‌درآوردی پسر خنده‌دار نبود، بلکه چون دوست نداشت به هر چرت‌وپرتی که پسر تعریف می‌کند بخندد.
«در مدرسه همیشه کلی آگهی می‌فرستند که اگر تنها هستید و مشکلی دارید و دوست دارید با کسی صحبت کنید، وکلای حقوقی موثق و مورد اعتماد، منتظر تماس شما هستند. یک نوع جدیدشان هم این‌جوری بود؛ آیا در خانه‌تان احساس امنیت می‌کنید؟» پسر خندید.
«خب! حالا احساس امنیت می‌کنی؟»
«سربه‌سرم می‌گذاری مادربزرگ؟ آمارها می‌گویند که نود درصد حوادث خطرناک در خانه روی می‌دهد».

کتاب در کشور مردان نوشته هشام مطر شبنم سمیعیان

مشخصات کتاب کتاب در کشور مردان نوشته هشام مطر شبنم سمیعیان نوشته هشام مطر

توضیحاتی درباره کتاب کتاب در کشور مردان نوشته هشام مطر شبنم سمیعیان نوشته هشام مطر

درباره کتاب

کتاب «در کشور مردان» نوشته هشام مطر ( -۱۹۷۰)، نویسنده اهل لیبی است.
او با نوشتن کتاب «در کشور مردان» در سال ۲۰۰۶، نامزد جایزه ادبی من بوکر شد و این کتاب تا کنون به بیش از ۲۰ زبان در دنیا ترجمه شده است.
نویسنده در این رمان فضای خفقان آور دوران حکومت معمر قذافی، رهبر سابق کشور لیبی، را پیش چشم مخاطبان قرار می دهد.
داستان را جوانی به نام سلیمان روایت می‌کند که با مرور خاطراتش جریانات را پیش می‌برد ، پدر سلیمان به اجبار کار، مهاجرت کرده و مسئولیت نگهداری از خانواده‌اش را به این پسر ۹ ساله سپرده است.
سلیمان کوچک در غیاب پدر مسئولیتی بسیار سنگین را روی شانه‌های خود احساس می‌کند تا روزی که ناگهان پدرش را در بازار می‌بیند و پدر حضور او را نادیده می‌گیرد. از این جای داستان است که تصورات ذهنی این پسربچه به هم می‌ریزد و شالوده اصلی رمان شکل می‌گیرد.
با اینکه موضوع محوری داستان، در بستر اتفاقات سیاسی – اجتماعی لیبی می‌گذرد، اما نویسنده هیچ گاه به طور مستقیم درگیر مسایل سیاسی نمی‌شود. او سعی دارد در رمان خود احساسات و عواطف انسانی شخصیت‌هایش و روابط آنها را به خوبی تصویر کند.
جهانی که مطر به تصویر می‌کشد، برای مخاطبان امروز آشناست و به خصوص پس از کشته شدن معمر قذافی در سال ۲۰۱۱، مردم جهان با هر چه بیشتر با چهره واقعی این دیکتاتور و رنجهایی که بر مردمان سرزمینش روا داشته است، آشنا شده‌اند.
روایت این داستان، بارها بین زمان حال و آینده در حرکت است و تجربیات سلیمان را از نگاه محدود و چشمان سردرگم راوی نوجوان داستان توصیف می‌کند. دهد.
در بخشی از کتاب «در کشور مردان» می‌خوانیم:
«مادر من را به مغازه‌ی کنجدفروشیِ نزدیک میدان شهدا برد. میدانی که رو به دریا بود و مجسمه‌ی سپتیمیوس سِوِروس، امپراتور رومی‌ که سال‌ها قبل در لِپتیس زندگی می‌کرد، با غرور در آن ایستاده بود. مادر یک‌عالمه چوب‌کنجدی برایم خرید. هرکدام از این چوب‌ها در کاغذ مومی‌های سفید پیچیده شده بود که لبه‌های کاغذ در طرف دیگر پیچ خورده بود. اجازه ندادم که چوب‌کنجدی‌ها را داخل کیفش بگذارد. در چنین صبح‌هایی، همیشه لجوج و یک‌دنده بودم».

کتاب تئودور بون وکیل نوجوان نوشته جان گریشام میلاد فشتمی

مشخصات کتاب کتاب تئودور بون وکیل نوجوان نوشته جان گریشام میلاد فشتمی نوشته جان گریشام

  • ناشر: انتشارات بهنام
  • تاریخ نشر: ۱۳۸۹/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-964-5668-65-3

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.34 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۳۲ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب تئودور بون وکیل نوجوان نوشته جان گریشام میلاد فشتمی نوشته جان گریشام

درباره کتاب

تئودور بون تک فرزند خانواده بود و به همین دلیل معمولاً تنها صبحانه می‌خورد. پدرش وکیل پرمشغله‌ای بود که عادت داشت هر روز صبح زود از خانه خارج شود تا رأس ساعت هفت دوستانش را در یک کافه در پایین شهر ملاقات کند، در کنار هم قهوه‌ای بنوشد و کمی صحبت کنند. مادر تئو هم به نوبه خود یک وکیل پرمشغله بود. حدوداً ده سالی می‌شد که تلاش می‌کرد ده پوند وزن کم کند؛ به همین خاطر خود را متقاعد کرده بود که صبحانه‌اش نباید چیزی غیر از نوشیدن قهوه هنگام خواندن روزنامه باشد. به همین دلیل تئودور همیشه تک و تنها بر سر میز آشپزخانه می‌نشست و برشتوک سرد و آب پرتقال می‌خورد. همیشه حواسش به ساعت بود. در هر گوشه خانه بون‌ها یک ساعت دیده می‌شد، و این خود دلیل خوبی برای اثبات این نکته بود که این خانواده اهمیت خاصی برای نظم قائل بودند.
اما تئودور خیلی هم تنها نبود. او هر روز صبح به سگش نیز غذا می‌داد. جاج(۲) یک سگ دورگه بود که سن و نژادش بر هیچکس معلوم نبود. تئو در حدود دو سال قبل در آخرین لحظه در دادگاه حیوانات حاضر شده و او را از مرگ نجات داده بود؛ به همین دلیل جاج همواره از او سپاس‌گزار بود. او هم مثل تئو، چیریوس(۳) را ترجیح می‌داد و هر دو در سکوت در کنار هم صبحانه‌شان را می‌خوردند.
رأس ساعت هشت تئو بشقاب‌هایشان را می‌شست، شیر و آب میوه را در یخچال می‌گذاشت و به سمت اتاق مادرش می‌رفت تا او را ببوسد.
تئو گفت: «دارم می‌رم مدرسه.»
مادر پرسید: «پول برای ناهار داری؟»
این سؤال را پنج روز در هفته می‌پرسید.
– مثِ همیشه.
– تکالیفت رو کامل انجام دادی؟
– بله، مامان.
– کی می‌بینمت؟
– بعد مدرسه میام دفتر.
تئو هر روز، بدون استثناء، بعد از مدرسه به دفتر مادرش می‌رفت.

کتاب میکرو فیکشن: داستان‌ریزه نوشته جرومی اشترن اسدالله امرایی

مشخصات کتاب کتاب میکرو فیکشن: داستان‌ریزه نوشته جرومی اشترن اسدالله امرایی نوشته جرومی اشترن

  • ناشر: نشر قطره
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-600-119-651-5

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 0.48 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۵۸ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب میکرو فیکشن: داستان‌ریزه نوشته جرومی اشترن اسدالله امرایی نوشته جرومی اشترن

درباره کتاب

ردیف جلو می‌نشیند، گنده، مرد گنده‌ای با دست‌های گنده، گوش‌های گنده، لب و دهان خشک، موی سرش را تازه اصلاح کرده، با صورت سرخ و سفید، چشم‌های روشن که پلک نمی‌زند، مردی آرام و نازنین، اولین چیزی که تداعی می‌کند، همین است، مرد آرامی‌که بلد است چه‌طور گوش کند، زن که بالای صحنه با لباس مشکی کوتاه کج می‌شود و مج می‌شود و شعری می‌خواند درباره‌ی وقتی که مچ دست‌های خود را بریده بود، شعر دیگری درباره‌ی مردی که هنوز می‌بیند و شعر سوم در باره‌ی حرف نامربوطی که خود او شش سال به‌اش گفته بود و زن نه از یاد می‌برد و نه درک می‌کرد. گوش می‌کند. او می‌داند شعرش که تمام شود، همه کف می‌زنند و یکی دو نفرکه بیش‌تر زن هستند، بالا می‌آیند و او را می‌بوسند و شادمانی زیادی می‌کنند. تا می‌تواند خودش را می‌بندد به شراب. تند تند. سر راه که به خانه می‌روند می‌پرسد: «چه‌طور بود؟ جداً چه‌طور بود؟»

کتاب دخترک، ساعت‌ساز و من نوشته گورگن خانجیان آندرانیک خچومیان

مشخصات کتاب کتاب دخترک، ساعت‌ساز و من نوشته گورگن خانجیان آندرانیک خچومیان نوشته گورگن خانجیان

  • ناشر: نشر سکو
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
  • شابک

    :

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.21 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۲۴ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب دخترک، ساعت‌ساز و من نوشته گورگن خانجیان آندرانیک خچومیان نوشته گورگن خانجیان

درباره کتاب

کتاب «دخترک ساعت ساز و من» نوشته گورگن خانجیان ( -۱۹۶۲) نویسنده شهیر ارمنی است.
این کتاب مجموعه ۱۵ داستان است که در اکثر آنها جنبه‌های دراماتیک و سمبولیک زندگی مدرن وجود دارد.
ترجمه این کتاب را آندرانیک خچومیان، نویسنده، مترجم، کارگردان و مدیر تولید سینما بر عهده داشته که تا کنون آثار زیادی از او به چاپ رسیده و بیش از ۳۰ نمایش‌نامه از مشهورترین نمایش‌نامه‌نویسان ارمنی را نیز به فارسی برگردانده است.
در بخشی از کتاب «دخترک ساعت‌ساز و من» می‌خوانیم:
«درآن بالا، جایی که انتهای پله برقی است و صف انبوه و تیره جمعیتی در هم تنیده شده، رفته رفته باریک و باریک‌تر می‌شود تا از دید محو شود، «هاله‌ی صورتی رنگ» نوری قرار دارد که همه ما را وسوسه و به سوی خود جذب می‌کند. آن نور، قلّه‌ی آرزوها و امیال ما ساکنان روی پله است. همگی می‌کوشیم تا به آن برسیم؛ هرچند که پیشروی بی‌نهایت دشواری‌ست و روز به روز هم دشوارتر می‌شود.
به همین دلیل، حالا دیگر بیش از پیش مراقبم و نه تنها روی پله نمی‌دوم، بلکه قدم هم بر نمی‌دارم و سرِ جایم محکم می‌ایستم. حالا دیگر مهمتر از هر چیز، به هدر ندادن قوای جسمانی است.
همچنین مهم است که برای جلو رفتن، قربانی وسوسه‌ی شکاف اندختن «برق‌آسا» در صف نشد، چون پله برقی اگرچه کمی دیرتر، ولی در نهایت تو را به مقصد می‌رساند. اما اگر تلاش کنم پیشروی‌ام را با قدم برداشتن یا بدتر از آن، با دویدن تندتر کنم، قوای جسمانی‌ام تحلیل می‌رود، چون دیگر انرژی قبلی را ندارم و تازه خسته هم شده‌ام. به جز این، چنین اقدامی خود نوعی ریسک به حساب می‌آید».

کتاب فریای هفت جزیره نوشته جوزف کنراد فرزانه دوستی

مشخصات کتاب کتاب فریای هفت جزیره نوشته جوزف کنراد فرزانه دوستی نوشته جوزف کنراد

  • ناشر: انتشارات به‌نگار
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۲/۰۷/۱۵
  • شابک

    : 978-600-6835-16-7

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 0.65 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۱۲ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب فریای هفت جزیره نوشته جوزف کنراد فرزانه دوستی نوشته جوزف کنراد

درباره کتاب

کتاب «فریای هفت جزیره» نوشته جوزف کنراد (۱۹۲۴-۱۸۵۷)، نویسنده انگلیسی است.
نام کنراد در ایران و جهان به خاطر رمان مشهور او یعنی «دل تاریکی» شناخته شده است. این رمان منشا بسیاری از آثار هنری در سینما و ادبیات بوده و هنرمندان بسیاری را تحت تاثیر خود قرار داده است.
«فریای هفت جزیره» نیز یکی دیگر از آثار کنراد است که قهرمان آن دختری به نام فریا است که همراه پدر پیرش، نلسون، زندگی می‌کند.
نلسون در جوانی و با کشتی تمام جهات مجمع الجزایر شرقی را برای تجارت سفر کرده بود و ترسی عمیق از اسپانیایی‌ها داشته اما با این همه موفق شده یک جزیره کوچک را از آن خود کند.
او در دوران بازنشستگی‌اش، نامه‌ای به یکی از رفقای قدیمی‌اش می‌نویسد و پرده از اسرار زندگی و عشق‌ها فریا برمی دارد.
در بخشی از کتاب «فریای هفت جزیره» می‌خوانیم:
«یک روز که حالا خیلی سال از آن می‌گذرد، رفیقی قدیمی از همسفرانم در آب‌های شرقی نامه‌ا‌ی برایم فرستاد مفصل و بلندبالا. هنوز هم آن‌جا بود اما سر و سامان گرفته و به میان‌سالی رسیده؛ می‌توانستم تصور کنم پیه و دنبه آورده و اهل زن و زندگی شده. خلاصه، تسلیم سرنوشتی که شامل حال تمام بنی‌بشر می‌شود جز آنانی که چون نظرکردگان پروردگاران‌اند زودتر از دنیا می‌روند.
نامه‌ای یادآورانه بود از جنس «من را یادت است؟»؛ نامه‌ای پرشور با نگاهی به گذشته، و لابه‌لای حرف‌هایش نوشته بود:‌ «حتماً نلسون پیر را یادت است»! البته که یادم است، و تازه اسمش نلسون نبود. انگلیسی‌های مجمع‌الجزایر نلسون صدایش می‌کردند، به‌گمانم چون راحت‌تر بود و او هم اعتراضی نداشت. اهل تفاخر نبود. تلفظ درست اسمش نایلسِن بود. مدت‌ها قبل از پیداشدن سیم‌های تلگراف به شرق آمده بود، در کارخانه‌های انگلیسی خدمت کرده بود، با دختری انگلیسی وصلت کرده و سال‌ها بود یکی از ما شده بود. با کشتی در تمام جهات مجمع‌الجزایر شرقی به سفر و تجارت مشغول بود، طول و عرض و محیطش را در مسیرهای اریب، متقاطع، عمود، نیم‌دایره، زیگزاگ و پروانه‌ای ‌پیموده بود، سال‌ پشت سال تمام راه‌ها را آزموده بود».