انتها ی سادگی (جلد دوم)

کتاب انتهای سادگی به قلم م. بهارلویی است.رمان انتهای سادگی ، کتابی آموزنده است و ژانری اجتماعی دارد.
این کتاب یک کتاب دو جلدی است که در اینجا به معرفی جلد دوم میپردازیم.
م . بهارلویی در کتاب انتهای سادگی داستان زندگی دختری به نام مریم حکمت را روایت میکند.در نوجوانی و ساده لوحی تا بزرگسالی و پختگی و…
مریم دختری ساده و صمیمی است.دوست صمیمی او ، سمیرا نام دارد.مریم عاشق پسر عمو ی سمیرا میشود که بابک نام دارد.بابک با حرف های فریبنده و دروغ های شیرین به مریم نزدیک میشود اما پسر خاله ی سمیرا بارها به مریم هشدار میدهد و با او از هوس باز بودن بابک سخن میگوید اما مریم که عاشق و دلباخته ی بابک شده بود هیچ کدام را باور ندارد و سرانجام با شوک ناگهانی که به وی وارد میشود به حقیقت تلخ پی میبرد.
معصومه بهارلویی متولد سال ۵۹ است و در دانشگاه الزهرا تاریخ خوانده است. او از دوران نوجوانی شروع به نوشتن کرد و سالها بدون چاپ کردن آثارش نوشت.
جملاتی از کتاب انتهای سادگی (جلد دوم)
بعد از اینکه از پاتختی برگشتیم تمام ماجرا را از سیر تا پیاز برای زهرا گفتم، تمام اتفاقات را، اعترافات او را در پشتبام، در رستوران و جاهای مختلف و اینکه چطور اولین دیدار باعث شد از او چهرهای خوب در ذهن داشته باشم و بعد دعواهایش را با امیر و نفرتی که از هم داشتند زهرا سر را به زیر انداخته و آرام گوش سپرده بود و هیچ نمیگفت. تعریفهای من گاه با اشک همراه بود و گاه با لبخندهای تلخ و نیشخند. مرتب نقش امیر را میگفتم که نظر او را نسبت به امیر تغییر بدهم. در آخر زهرا دست دور شانهام انداخت و گفت:
ــ خدا را شکر کن آبجی کوچولوم، تو بچه بودی.
ــ امیر هم همین رو میگه، میگه که بچهام، دروغ هم نمیگه من بچه کوچکی بودم که دل به شکلات اون خوش کرده بودم با اینکه کور و کر بودم شاید هم دچار فلج مغزی، اما هر کسی بفهمه به حماقتم میخنده.
ــ نه خنده نداره، همه اشتباه میکنند تو هم یکی مثل بقیه.
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...

بدون دیدگاه