ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی

ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی , قیمت کتاب های فارسی – دریافت رایگان جدیدترین کتاب های ایرانی – قیمت کتاب های فارسی – فهرست کتاب ها

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز کتاب کتاب رگ سرخی به تن‌بوم نوشته ملیحه صباغیان

خرید و دانلود

مشخصات کتاب کتاب رگ سرخی به تن‌بوم نوشته ملیحه صباغیان نوشته ملیحه صباغیان

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر: ۱۳۸۹/۰۴/۱۵
  • شابک

    : 978-964-311-846-4

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.77 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۳۱۲ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب رگ سرخی به تن‌بوم نوشته ملیحه صباغیان نوشته ملیحه صباغیان

درباره کتاب

کتاب «رگ سرخی به تن بوم»‌ نوشته ملیحه صباغیان است.
داستان این کتاب درباره تقابل سنت‌های نسلهای گذشته با جوانان امروزی است. قهرمان این داستان دختری است که سعی می‌کند علیه این سنت‌ها اقدام کند و شکل تازه ای از زندگی را برای خودش رقم بزند.
در بخشی از کتاب «رگ سرخی به تن بوم» می‌خوانیم:
«از روزی که دوباره شروع به کار کرده بودم، بهترین اوقاتم در محیط کار می‌گذشت. با آن‌که تمام روز، کار بود و کار، آن‌قدر که گاهی، حال و نای حرف زدن برایم نمی‌ماند، راضی بودم. احساس زنده بودن می‌کردم. احساس مفید بودن. بجز آن، در خلوت اتاقم، خودِ خودم می‌شدم؛ همانی که بودم. نه تظاهر می‌کردم. نه صورت دلواپس مامان مدام جلوی چشمم رژه می‌رفت. نه جواب سؤال‌های تکراری پدر را می‌دادم و نه برای خوشایند نغمه، به لودگی و مسخره‌بازی‌هاش می‌خندیدم. گذشته از همه این‌ها، ذهنم در حال سیر می‌کرد. کم‌تر به عقب برمی‌گشت.
رسیدم جلوی پارکینگ. دربان شرکت، میان کت گشاد و بی‌قواره‌اش قوز کرده بود و پنجه‌ها را کشیده بود زیر بغل و نشسته بود روی چارپایه همیشگی‌اش. چشمش که به ماشینم افتاد بلند شد و زنجیر جلوی در را برداشت و سر خم کرد. دست تکان دادم و از کنارش گذشتم. در جای همیشگی پارک کردم و پیاده شدم و راه افتادم. لخ‌لخ‌کنان رسید و دست چروکیده‌اش را روی سینه گذاشت و گفت: «این آقای مهندس سراغ شما رو می‌گرفت.»
«کدوم آقای مهندس؟»
«مهندس صالحی دیگه. گفته، هر وقت اومدی، اول بری دفتر ایشون.»
«بارک‌اللّه آقای مهندس! حالا چطور شده صبح به این زودی اومده؟»
این پا و آن پا شد و دنبالم آمد.
«والا چه عرض کنم خانم مهندس.»
«دِ بازم که یادت رفت!»
آسانسور رسید. در را باز کردم. رفتم توی آسانسور و با خنده گفتم: «اگه یک دفعه دیگه، بهم بگی خانم مهندس…»
در بسته شد و جوابش را نشنیدم».


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار