مشخصات کتاب کتاب زندگی شیرین نوشته تکین حمزهلو نوشته تکین حمزهلو
- ناشر: انتشارات برکه خورشید
- تاریخ نشر: ۱۳۹۵/۰۱/۱۵
-
شابک
: 978-600-7507-22-3
- زبان : فارسی
- حجم فایل: 1.38 مگابایت
- تعداد صفحات: ۳۲۰ صفحه
شابک
: 978-600-7507-22-3
توضیحاتی درباره کتاب کتاب زندگی شیرین نوشته تکین حمزهلو نوشته تکین حمزهلو
درباره کتاب
بهمن سبد گل بزرگی را به دستم داد: خدا بد نده شیرین خانوم. الان بهترین؟
خواستم بگویم “بله” جوابی که حتما اینها هم منتظر شنیدنش بودند اما تصمیم گرفتم حرف دلم را که شده بود سوهان روحم و مدام شب تا صبح در ذهنم مثل مته میجنبید را بزنم.سینه صاف کردم و ناخودآگاه سرجایم صاف نشستم: راستش خوب نیستم. تو این موقعیت خیلی به فرشاد احتیاج دارم ولی اونم گرفتار این خونه سازی نحس شده…شما اگه از اولش گفته بودی که قراره کارها بیفته گردن فرشاد و اینطوری اونجا گرفتار بشه شاید ما هم یه تصمیم دیگه میگرفتیم.
به فرشاد نگاه کردم تا ببینم مثل وقتهایی که از حرفهای من حرص میخورد یا بهش برخورده، چشم غره میرود یا نه؟ اما لبخند نامرئیاش دلم را قرص کرد و ادامه دادم: میدونید غدهای که جراحی کردن سرطانی بوده و من حالا حالاها باید درگیر شیمیدرمانی و آزمایشگاه و بیمارستان باشم، آرمان هم که امسال کنکوریه، آزاده هم که نه تنها کمک نیست خودش یه عالم وقت و انرژی میخواد…
پری خودش را جمع و جور کرد و دهنش را کج کرد. پیدا بود انتظار نداشته من این حرفها را پیش بکشم از بس که همیشه سکوت کرده بودم. آهسته و بدعنق جواب داد: شیرین جون هرکس مختاره برای زندگیش تصمیم بگیره. من نتونستم بدون بهمن…تو هم اگه نمیتونی، آقا فرشاد باید یه راه حل پیدا کنه.من خدای نکرده نمیخواستم کارا رو بندازم گردن ایشون، خودشون قبول کردن شرایط جدید رو…
خواستم بگویم “بله” جوابی که حتما اینها هم منتظر شنیدنش بودند اما تصمیم گرفتم حرف دلم را که شده بود سوهان روحم و مدام شب تا صبح در ذهنم مثل مته میجنبید را بزنم.سینه صاف کردم و ناخودآگاه سرجایم صاف نشستم: راستش خوب نیستم. تو این موقعیت خیلی به فرشاد احتیاج دارم ولی اونم گرفتار این خونه سازی نحس شده…شما اگه از اولش گفته بودی که قراره کارها بیفته گردن فرشاد و اینطوری اونجا گرفتار بشه شاید ما هم یه تصمیم دیگه میگرفتیم.
به فرشاد نگاه کردم تا ببینم مثل وقتهایی که از حرفهای من حرص میخورد یا بهش برخورده، چشم غره میرود یا نه؟ اما لبخند نامرئیاش دلم را قرص کرد و ادامه دادم: میدونید غدهای که جراحی کردن سرطانی بوده و من حالا حالاها باید درگیر شیمیدرمانی و آزمایشگاه و بیمارستان باشم، آرمان هم که امسال کنکوریه، آزاده هم که نه تنها کمک نیست خودش یه عالم وقت و انرژی میخواد…
پری خودش را جمع و جور کرد و دهنش را کج کرد. پیدا بود انتظار نداشته من این حرفها را پیش بکشم از بس که همیشه سکوت کرده بودم. آهسته و بدعنق جواب داد: شیرین جون هرکس مختاره برای زندگیش تصمیم بگیره. من نتونستم بدون بهمن…تو هم اگه نمیتونی، آقا فرشاد باید یه راه حل پیدا کنه.من خدای نکرده نمیخواستم کارا رو بندازم گردن ایشون، خودشون قبول کردن شرایط جدید رو…
دانلود فایل ها
نمایش لینک های دانلود غیر مستقیم
زمان انتظار: 89 ثانیه .
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...

بدون دیدگاه