گت بلاگز ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی ایران بوک - دانلود رایگان کتاب های فارسی , قیمت کتاب های فارسی - دریافت رایگان جدیدترین کتاب های ایرانی - قیمت کتاب های فارسی - فهرست کتاب ها
خانه کتاب کتاب موش ها و آدم‌ها و سه اثر دیگر نوشته جان اشتاین بک عباس جوانمرد

کتاب موش ها و آدم‌ها و سه اثر دیگر نوشته جان اشتاین بک عباس جوانمرد

آوریل 8, 2017 ۰ بازدید
کتاب موش ها و آدم‌ها و سه اثر دیگر نوشته  جان اشتاین بک   عباس جوانمرد

مشخصات کتاب کتاب موش ها و آدم‌ها و سه اثر دیگر نوشته جان اشتاین بک عباس جوانمرد نوشته جان اشتاین بک

  • ناشر: نشر قطره
  • تاریخ نشر: ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
  • شابک

    : 978-600-119-799-4

  • زبان : فارسی
  • حجم فایل: 1.36 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۲۶ صفحه

توضیحاتی درباره کتاب کتاب موش ها و آدم‌ها و سه اثر دیگر نوشته جان اشتاین بک عباس جوانمرد نوشته جان اشتاین بک

درباره کتاب

کتاب «موش‌ها و آدم‌ها و سه اثر دیگر» نوشته جان اشتاین‌بک با ترجمه و دراماتوآژ عباس جوانمرد است.
این کتاب حاصل چهار کتاب نمایشنامه‌ قدیمی از جوانمرد است که یکجا و درکنار هم منتشر شده‌اند.
اولین نمایشنامه این کتاب «موش‌ها و آدم‌ها» برگرفته از رمانی مشهور به همین نام، اثر جان اشتاین بک است.
اشتاین بک برنده جایزه نوبل ادبیات، در سال 1937 رمان کوتاهی به نام «موش‌ها و آدم‌ها» نوشت که اکنون به عنوان یکی از مشهورترین و ماندگارترین آثار ادبی جهان شناخته می‌شود.
عباس جوانمرد نیز سعی داشته با نگاهی به این اثر، نمایشنامه‌ای را خلق کند که بتواند با مخاطبان امروزی ارتباط بهتری برقرار کند.
در کنار این اثر سه نمایشنامه دیگر به نامهای؛ «باد سام»، «کدامیک از دو؟»، «شوهر آهو خانم» و «عقیق» در این کتاب منتشر شده‌اند.
در بخشی از نمایشنامه «موش‌ها و آدم‌ها» می‌خوانیم:
«لنی: ژرژ؟
ژرژ: ها؟
لنی: من یک کار بد دیگر کردم.
ژرژ: عیب ندارد.
سکوت می‌کند از دور صدای فریاد افراد شنیده می‌شود.
لنی: اگر تو نمی‌خواهی من با تو باشم من می‌توانم بروم تو تپه‌ها تو را تنها می‌گذارم.
ژرژ: نه من می‌خواهم تو همین‌جا پیش من بمانی!
لنی: مثل پیش‌ترها حرف بزن!
ژرژ: چه بگویم؟
لنی: از خودمان از زمین‌ها…
ژرژ: آدم‌هایی مثل ما نمی‌توانند خانه و زندگی داشته ‌باشند هیچ‌کس تو دنیا حال‌شان را نمی‌پرسد. غم هم رو نمی‌خورن.
لنی: اما ما که این‌طور نیستیم! بگو ما چه‌جوری هستیم؟
ژرژ: ما این‌جوری نیستیم برای این‌که…
لنی: برای این‌که…
ژرژ: برای این‌که من تو را دوست دارم.
لنی: من هم تو را دوست دارم ما غم هم را می‌خوریم نه؟
صدای داد و فریاد دنبال‌کنندگان از نزدیک‌تر به گوش می‌رسد ژرژ کلاهش را برداشته با صدای لرزان.
ژرژ: آره… لنی کلاهت را بردار هوا خوب است».