ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی

ایران بوک – دانلود رایگان کتاب های فارسی , قیمت کتاب های فارسی – دریافت رایگان جدیدترین کتاب های ایرانی – قیمت کتاب های فارسی – فهرست کتاب ها

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز کتاب هیچ وقت نامزد نبودیم

خرید و دانلود

 

∏∏∏هیچ وقت نامزد نبودیم∏∏∏

 

 

هیچ وقت نامزد نبودیم

 

 

∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏

 

کتاب هیچوقت نامزد نبودیم یک اثر فوق العاده محبوب و دوست داشتنی از رضا استادی است.داستان این کتاب در دهه‌های 60 و 70 روایت میشود. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در دوران انقلاب و به‌طور خاص در سال‌های ابتدایی، در بستری خانوادگی و عاشقانه در این کتاب به‌خوبی به نگارش در آمده است. دغدغه‌های سیاسی، روشن‌گری‌ها، مسائل فرهنگی و اجتماعی، در این اثر زنده و واقعی بیان شده‌اند. واقع‌گرایی و صداقت نویسنده داستانی خلق کرده که مخاطب را از همان ابتدا تا پایان کتاب، با خود همراه می‌کند.

 

∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏

 

خلاصه ی کتاب هیچ وقت نامزد نبودیم :

ستاره دختری جوان و باهوش است که در سال 56 در رشته‌ی مترجمی زبان فرانسه در دانشگاه ملی پذیرفته شده است. پدر و مادر ستاره فوت کرده اند و ستاره با برادرش کاوه و همسر برادرش فاطمه، زندگی می‌کند. ستاره در دوره‌ی تحصیلش با جوانی به نام مسعود آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. همه چیز خوب و آرام پیش می‌رود، تا این که مرد جوان دیگری به نام نصرت وارد زندگی ستاره و مسعود می‌شود. درست از همان روز ، زندگی آرام و بی دغدغه ستاره و مسعود دچار چالش ها و بحران های دشواری میشود که روی دیگر زندگی را به آنها نشان میدهد…

 

∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏

 

قسمتی از کتاب هیچوقت نامزد نبودیم :

همه چیز به سرعت اتفاق می‌افتاد و هر روز، به اندازه یک سال طول می‌کشید. حزب رستاخیز تعطیل شده بود و رفتگرهای شهر هر روز کیسه‌هایی را از جلوی خانه‌ها بر می‌داشتند که درون آن‌ها پر از پوسترها و عکس‌های پاره پاره‌ی گوگوش و ابی و داریوش بود، با نوارها و صفحه‌های پر شده‌ی خواننده‌ها. مردم از مغازه‌های جلوی دانشگاه‌ها کتاب‌های جلد سفید می‌خریدند و هر چه بیشتر می‌خواندند، به کتاب خواندن بیشتر علاقه‌مند می‌شدند. «مدافعات خسرو گلسرخی در دادگاه»، «گذشته، چراغ راه آینده»، «دست‌نوشته‌های بیژن جزنی»، کتاب‌های شریعتی و خیلی کتاب‌های دیگر را هم زمان خریدم و خواندم. دانشگاه شده بود میدان جنگ و زیرزمین هر دانشکده‌ای، اتاق جنگ دسته و حزبی. هر گروهی، ساواکی را احضار، بازجویی و بعد هم زندانی‌شان می‌کرد. روزهای بعد، پدر و کاوه جزو کمیته‌ی استقبال از امام بودند. فاطمه پا به ماه بود و من مجبور بودم خانه بمانم. سال 58  من و فاطمه پای تلویزیون سال را تحویل کردیم و به حرف‌های آقای طالقانی و مهندس بازرگان گوش دادیم. پدر و کاوه در مدرسه رفاه بودند. بعد از عید، فاطمه دختری زایید که اسمش را گذاشتیم طناز. صحبت از صدور انقلاب به کشورهای دیگر بود. چند تا از دخترهای محل می‌آمدند پیش من. می‌خواستند زبان یاد بگیرند تا اگر روزی قرار شد برای تبلیغ انقلاب به آفریقا و کشورهای دیگر بروند، بتوانند انگلیسی یا فرانسه حرف بزنند. منتظر بودم دانشگاه‌ها باز شود؛ اما وضع هر روز بدتر می‌شد. مردم چند دسته‌ای شده بودند. روزی عده‌ای می‌گفتند: مسلمان به پا خیز، حزب شده رستاخیز. روز دیگر مردمی دیگر شعار می‌دادند: ابوالحسن پینوشه، ایران شیلی نمیشه.

 

∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏∏

 

مشخصات کتاب :

عنوان کتاب : هیچ وقت نامزد نبودیم

انتشارات : البرز

تعداد صفحات : 685 صفحه


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار