کتاب فونتامارا اثر اینیاتسیو سیلونه | ترجمه ی منوچهر آتشی
فونتامارا رمانی تلخ ولی بسیار مهم از نویسنده ایتالیایی، اینیاتسیو سیلونه است که در آن به بررسی زندگی مردم یک روستا به نام فونتامارا میپردازد. رمانهای سیلونه شایسته مطالعه هستند. کتاب نان و شراب و کتاب دانه زیر برف از دیگر کتابهای اینیاتسیو سیلونه هستند که به شکل جدی پیشنهاد میکنیم مطالعه کنید.

رمان فونتامارا
شاید بهترین و کوتاهترین معرفی از کتاب فونتامارا همین نوشته پشت جلد کتاب باشد:
«فونتامارا حکایت پرتعمقی است از زندگی روستاییان ایتالیایی تحت سلطه فاشیسم. در این داستان عمق شوربختی مردمی به تصور کشیده شده که اسیر سه دشمن بیرحماند: فقر شدید، کمدانشی عمیق و نظام دیکتاتوری فاسد و بیرحم. تلاشهای معصومانه انسانها برای تغییر سرنوشت خود با روایت تیزبینانه سیلونه و قلم قدرتمندانه او، ما را به تاثری ژرف و تعمق در مناسبات اجتماعی نامناسب و دون شان انسانی وامیدارد.»
فونتامارا داستان مردم ساده و بیآلایشی است که تقریبا میتوان گفت هیچچیزی ندارند و زندگی از همه سو به آنها فشار آورده است. داستان کتاب از زبان اعضای یک خانواده روایت میشود که به همه دردهای موجود اشاره میکنند. سادگی و فقر مردم این روستا حد و اندازه ندارد و در مقابل میزان سواستفاده حکومت از آنها هم انتها ندارد. مردم این روستا احتمالا فقیرترین مردمی هستند که در ادبیات آمدهاند. حتی میتوان گفت وضعیت آنها وخیمتر از مردم داستان خوشههای خشم است.
در قسمتی از کتاب میخوانیم:
سرگذشت تاریک مردم فونتامارا راه پرمشقت و یکنواخت دهقانان گرسنه و ناموفقی است که نسل بعد از نسل از بام تا شام بر قطعه زمین کوچک و ناباروری عرق ریختهاند. (کتاب فونتامارا – صفحه ۱۲)
جملاتی از متن کتاب فونتامارا
ظرف مدت بیست سال، همان زمین، همان باران و برف، همان روزهای مقدس، همان غذا، همان دلتنگی و همان درد و همان فقر بود. فقری که از پدران رسیده و آنان نیز از پدربزرگها به ارث برده بودند. نتیجه اینکه کار سخت و شرافتمندانه هرگز دردی را دوا نکرده است. شریرانهترین بیعدالتیها، آنجا چنان عمری طولانی داشتند که جای خود را در میان پدیدههای طبیعی مثل باد و باران و برف باز کرده بودند.(رمان فونتامارا – صفحه ۹)
شرمآوره که آدم از بدبختی مردم خندهش بگیره. (رمان فونتامارا – صفحه ۳۷)
شما رعیت هستین! شما را ساختن که زجر بکشین! (رمان فونتامارا – صفحه ۴۱)
هر زنی در فونتامارا به مردش گوشزد میکرد: سرت به کار خودت باشه، خودتو به گیر نگهبان ننداز، خونواده خودتو به هم نریز، بذار دیگران تو دردسر بیفتن. (رمان فونتامارا – صفحه ۶۵)
ژنرال بالدیسرا خیلی فقیر بود، شاید بتوان گفت بینواترین مرد فونتامارا، اما دلش نمیخواست هیچکس از این مطلب سردربیاورد، و به انواع حقهها متوسل میشد تا گرسنگی خود را – که سالهای زیادی او را در کام فرو برده بود – بپوشاند. در میان خیلی چیزهای دیگر، یکی هم این بود که روزهای یکشنبه، با بهانههای عجیبوغریب از خانه بیرون میرفت و عصر که برمیگشت، مثل همیشه هوشیار و گرسنه بود، اما به سبکی تلوتلو میخورد و خلال دندانی را در دهانش نگه میداشت تا نشان دهد که گوشت خورده و مشروب زیادی سرکشیده و از عهده بوالهوسیهایش حسابی برآمده است. (رمان فونتامارا – صفحه ۶۷)
وقتی حکومت جدیدی روی کار میآید، یک دهقان فقیر کاری از دستش برنمیآید جز آنکه بگوید: «شاید خدا حکومت خوبی برای ما بفرستد!» عیناً مثل وقتی که در تابستان ابرهای فراوانی در افق پیدا میشود و کار دهقانها نیست که بگویند باران میبارد یا تگرگ، بلکه پدر جاودانی است که میداند. (رمان فونتامارا – صفحه ۹۵)
رعایا، شخم میزدند، زمین را هموار میکردند، بیل میزدند، درو میکردند، خرمنکوبی میکردند و وقتی که همهچیز تمام میشد یک آدم غریبه میآمد و تمام منافع را میبرد. کی میتوانست اعتراض کند؟ حتی نمیتوانستی اعتراض کنی زیرا همهچیز قانونی بود، فقط خود اعتراض غیرقانونی بود. (رمان فونتامارا – صفحه ۱۳۱)
یک چیز روشن بود: روز به روز قوانین جدیدی به نفع مالکین سبز میشد، اما قوانین کهنی که به نفع رعایا بود منسوخ میشد و آنهایی که به ضررشان بود باقی میماند. (رمان فونتامارا – صفحه ۱۳۶)
هر بانکی عظیمتر از بانک قبلی بود و بعضی از آنها مثل کلیسا گنبد و قبه داشتند. گرداگرد آنها انبوهی از آدم و اتومبیل وجود داشت. براردو هرگز از تحسین این چیزها خسته نمیشد. من پرسیدم: «اما اینها گنبد دارن، شاید کلیسا باشن!» براردو باخنده جواب داد: «آره، اما مربوط به خدای دیگه. خدایی که حقیقتا بر زمین حکومت میکنه، پوله. و او بر همهکس حکومت میکنه، حتی بر کشیشهایی مثل دونآباکیو که درباره خدای آسمان صحبت میکنن. حالا که خدای تازه بر زمین حکومت میکنه، کاش ما با اعتقاد به همان خدای قدیمی از بین میرفتیم.» (رمان فونتامارا – صفحه ۱۶۵)
مشخصات کتاب
- عنوان: فونتامارا
- نویسنده: اینیاتسیو سیلونه
- ترجمه: منوچهر آتشی
- انتشارات: امیرکبیر
- تعداد صفحات: ۱۹۶
- قیمت چاپ هفتم – سال ۱۳۹۴: ۶۰۰۰ تومان
- دانلود رایگان pdf کتاب فونتامارا اثر اینیاتسیو سیلونه
- رمان فونتامارا اثر اینیاتسیو سیلونه و ترجمه ی منوچهر آتشی
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...

بدون دیدگاه