دانلود PDF کتاب تئوری انتخاب نوشته ی ویلیام گلسر
کتاب “نظریه انتخاب” (Choice Theory) ویلیام گلاسر (William Glasser) روانپزشک و روان شناس مثبتگرا – که به اسم تئوری انتخاب هم شناخته میشود – اگر چه نخستین کتاب او نیست؛ اما بیتردید مهمترین کتاب اوست.
تئوری انتخاب، که توسط روانپزشک آمریکایی ویلیام گلسر در دهه 1960 توسعه یافت، یک رویکرد روانشناختی است که بر این ایده استوار است که تمام رفتارهای ما ناشی از انتخابهای ما هستند و ما همواره در تلاش برای ارضای نیازهای اساسی خود هستیم. این تئوری برخلاف دیدگاههای سنتی روانشناسی که اغلب بر عوامل بیرونی یا ناخودآگاه تأکید دارند، مسئولیت رفتارها و احساسات را مستقیماً بر عهده فرد میگذارد. تئوری انتخاب به ما میآموزد که چگونه با درک انگیزههای خود و دیگران، روابط بهتری برقرار کنیم و زندگی رضایتبخشتری داشته باشیم.
یکی از اصول اساسی تئوری انتخاب این است که تنها کسی که میتوانیم کنترل کنیم، خودمان هستیم. ما نمیتوانیم دیگران را تغییر دهیم یا کنترل کنیم، اما میتوانیم انتخاب کنیم که چگونه رفتار کنیم و چگونه به رفتار دیگران واکنش نشان دهیم. این اصل تأکید میکند که به جای تلاش برای تغییر دیگران، باید بر تغییر خودمان و نحوه تعامل با آنها تمرکز کنیم. گلسر معتقد بود که بسیاری از مشکلات در روابط ناشی از تلاش برای کنترل یکدیگر است.
تئوری انتخاب پنج نیاز اساسی را به عنوان محرکهای اصلی رفتار انسان معرفی میکند: نیاز به بقا (مانند غذا، آب، سرپناه)، نیاز به عشق و تعلق (احساس ارتباط و پذیرفته شدن توسط دیگران)، نیاز به قدرت (احساس ارزشمندی، موفقیت و توانایی)، نیاز به آزادی (احساس استقلال و اختیار در انتخابها) و نیاز به تفریح (احساس لذت و سرگرمی). گلسر معتقد بود که تمام رفتارهای ما، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، برای ارضای این نیازها انجام میشوند.
مفهوم «دنیای کیفی» (Quality World) یکی دیگر از ارکان اصلی تئوری انتخاب است. دنیای کیفی شامل مجموعهای از تصاویر ذهنی از افراد، مکانها، ایدهها و چیزهایی است که برای ما بسیار مهم و ارزشمند هستند و به ارضای نیازهای ما کمک میکنند. هر فرد دنیای کیفی منحصر به فرد خود را دارد و رفتارهای ما اغلب در جهت نزدیک شدن به این تصاویر ذهنی شکل میگیرند. وقتی رفتار ما با دنیای کیفی دیگران همسو نیست، ممکن است تعارض و نارضایتی ایجاد شود.

تئوری انتخاب مفهوم «رفتار کلی» (Total Behavior) را نیز مطرح میکند که شامل چهار جزء جداییناپذیر است: عمل کردن (Acting)، فکر کردن (Thinking)، احساس کردن (Feeling) و فیزیولوژی (Physiology). گلسر معتقد بود که ما میتوانیم به طور مستقیم بر عمل کردن و فکر کردن خود کنترل داشته باشیم، و تغییر در این دو جزء به طور غیرمستقیم بر احساسات و وضعیت فیزیولوژیکی ما نیز تأثیر میگذارد. به عبارت دیگر، اگر میخواهیم احساس بهتری داشته باشیم، میتوانیم انتخاب کنیم که چگونه عمل کنیم یا چگونه فکر کنیم.
اصل «کنترل ادراک» (Perceptual Control) در تئوری انتخاب بیان میکند که ما همواره در تلاش برای کنترل ادراک خود از جهان هستیم تا نیازهایمان را به بهترین نحو ممکن ارضا کنیم. ما واقعیت را آنگونه که میبینیم و تفسیر میکنیم تجربه میکنیم، و این ادراک ماست که بر رفتار ما تأثیر میگذارد. وقتی ادراک ما با دنیای واقعی همخوانی ندارد یا مانع از ارضای نیازهایمان میشود، ممکن است دچار مشکل شویم.
تئوری انتخاب تفاوتهای مهمی با رویکردهای سنتی روانشناسی دارد. در حالی که بسیاری از رویکردها بر گذشته، عوامل بیرونی یا تشخیص بیماریهای روانی تمرکز میکنند، تئوری انتخاب بر زمان حال، انتخابهای فردی و مسئولیتپذیری تأکید دارد. این تئوری به جای اینکه افراد را قربانی شرایط یا تاریخچه خود بداند، آنها را به عنوان عاملان فعال در زندگی خود میبیند که قادر به انتخاب رفتارهای سازگارانهتر هستند.
تئوری انتخاب کاربردهای گستردهای در زمینههای مختلف دارد، از جمله آموزش، مدیریت، روابط بین فردی و مشاوره. در زمینه آموزش، این تئوری به معلمان کمک میکند تا محیط یادگیری مثبتی ایجاد کنند که نیازهای دانشآموزان را برآورده کند. در مدیریت، به رهبران کمک میکند تا با ایجاد روابط مبتنی بر احترام و همکاری، انگیزه کارکنان را افزایش دهند. در روابط بین فردی، به افراد کمک میکند تا با درک نیازهای یکدیگر، ارتباطات سالمتری برقرار کنند. و در نهایت، در مشاوره (تحت عنوان واقعیتدرمانی یا Reality Therapy)، به افراد کمک میکند تا الگوهای رفتاری ناکارآمد خود را شناسایی کرده و رفتارهای سازندهتری را انتخاب کنند.
مانند هر تئوری دیگری، تئوری انتخاب نیز با انتقاداتی روبرو بوده است. برخی از منتقدان معتقدند که این تئوری بیش از حد بر فرد و انتخابهای او تأکید میکند و نقش عوامل اجتماعی و ساختاری را نادیده میگیرد. با این حال، تئوری انتخاب همچنان یک رویکرد تأثیرگذار در روانشناسی است که به بسیاری از افراد کمک کرده است تا زندگی خود را بهبود بخشند.
در پایان، تئوری انتخاب با تأکید بر قدرت انتخاب و مسئولیت فردی، دیدگاه امیدوارکنندهای را در مورد ماهیت انسان و امکان تغییر ارائه میدهد. با درک اصول این تئوری و تلاش برای به کارگیری آنها در زندگی روزمره، میتوانیم کنترل بیشتری بر رفتارها و احساسات خود داشته باشیم و روابط سالمتر و رضایتبخشتری را تجربه کنیم.
کتابی که از نخستین انتشار آن در سال ۱۹۹۸ تا کنون، همچنان مورد توجه علاقهمندان به روانشناسی و بهبود کیفیت زندگی فردی قرار گرفته است.
ویلیام گلاسر، روانپزشکی است که از چارچوبهای متعارف روانپزشکی فاصله گرفته است. او اصرار دارد که راهکار بسیاری از مشکلات ما انسانها، در اصلاح رفتارها و انتخابهایمان نهفته است و نه استفاده از داروهای شیمیایی.
اساس «تئوری انتخاب» بر این اصل استوار است که تمامی انسانها به سبب وجود پنج نیاز ژنتیک: بقا، عشق و احساس تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح، برانگیخته میشوند.
گلسر در این کتاب توضیح میدهد که اگر ما رفتارهای مؤثر و مسئولانه ای انتخاب کنیم، یعنی یاد بگیریم هم نیازهای خود را به خوبی برآورده کنیم و هم مانع برآوردن نیازهای دیگران نشویم؛ خشنود، کامیاب، شاداب و باطراوت خواهیم بود و همواره زندگی را به دلخواه خودمان به پیش خواهیم برد.

دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...

بدون دیدگاه